تصور کن"جان لنون"
تصور کن هيچ بهشتی در کار نيست
آسان است اگر تلاش کنی
و هيچ جهنمی در زير پايمان نيست
بر بالای سرمان تنها آسمان است
تصور کن همه انسانها
برای امروز زندگی میکنند …
تصور کن هيچ کشوری نيست [مرزها از بين رفتهاند]
تصورش سخت نيست
هيچ بهانهای برای کشتن يا مردن در راهش نيست
چنان که مذهبی وجود ندارد
تصور کن همه انسانها در صلح زندگی میکنند
شايد بگويی من رؤيا میبينم
اما من تنها نيستم
من اميددار روزی هستم که تو به ما بپيوندی
و جهان يکی شود
تصور کن مالکيتی وجود ندارد
تعجب میکنم اگر بتوانی
نيازی به حرص يا گرسنگی نيست؛
برادری بشر.
تصور کن همه مردم
زمين را با يکديگر قسمت میکنند …
شايد بگويی من رؤيا میبينم
اما من تنها نيستم
من اميددار روزی هستم که تو به ما بپيوندی
و جهان يکی شود
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 17:38 توسط : زهرا

